تبليغاتX
راوی سکوت
تنها صداست که می ماند (فروغ.ف)
شما راستی و مثلا میانه رو ها و اسما چپی ها،
یادتون نره ما هنوز نرفتیم.

یا زهرا

ماییم و نوای بی نوایی،              بسم الله گر حریف مایی

+ نوشته شده در  سه شنبه 29 اردیبهشت1388ساعت   توسط پرهام ساکت  | 

ميگن مطالعه مردم كم شده، خوب وقتي يك كتاب معمولي كه مي شه گفت قرباني مي شه خداداد قيمت داره يا اصلا يه روزنامه معمولي 400 تومان يا 500 تومان يا گرونتر باشه خوب معلومه مطالعه اي وجود نخواهد داشت.

پي نوشت1: انديشه نو هم بزودي تعطيل ميشه چون خيلي ارزونه.

پي نوشت 2:خدا رو شكر ركسانا هم آزاد شد، گرچه 100% اين آزادي يك معامله سياسي بوده.

+ نوشته شده در  سه شنبه 22 اردیبهشت1388ساعت   توسط پرهام ساکت  | 

3 سيد حسيني

خميني، خامنه اي، خاتمي

ديروز حالا تبديل شده به:

به ياد خميني،

به عشق خاتمي،

به نام موسوي.

پي نوشت: تا دقايقي ديگر مهندس براي ثبت نام در وزارت كشور مي رود، تا حماسه اي ديگر آفريده شود.

+ نوشته شده در  شنبه 19 اردیبهشت1388ساعت   توسط پرهام ساکت  | 

توجه کرده اید میر حسین همه جا به همراه خانواده میاد و احمدی نزاد بایکسری نظامی.

اولی چقدر آرامش میده و اون یکی ......

+ نوشته شده در  دوشنبه 14 اردیبهشت1388ساعت   توسط پرهام ساکت  | 

پسرم وقتي ۵ساله بود روزي مشغول خوردن بيسکويت بود، دوستي از او بيسکويت خواست و من هم از او خواستم که بيسکويتي به من بدهد. اما بهمن يک بيسکويت بيش‌تر نداشت. بلاتکليف به هر دوي ما نگاه کرد که تنها بيسکويتش را به کدام يک از ما دهد. دوست من مشکل را ساده کرد و به او گفت: "بيسکويت را به کسي بده که بيش‌تر دوستش داري." بهمن نگاهي به هر دوي ما انداخت و به من گفت: " بابا من تو را بيش‌تر دوست دارم اما دلم مي‌خواهد بيسکويتم را به او بدهم." هنوز نمي‌دانم آن روز، آن بيست چند سال پيش در ذهن پسر ۵ساله‌ام چه گذشت که بيسکويتش را به آن ديگري داد، که کم‌تر از من دوستش مي‌داشت. ولي من دليلي دارم که چرا رأي‌ام را به ديگري خواهم داد.

 

آقاي احمدي‌نژاد، براي من دلايل بسيار ساده‌اي وجود دارد که تو را بيش‌تر از او دوست دارم.. تو براي من يادآور سال ۵۷هستي. در آن زمان اخلاق، آرمان و از خودگذشتگي براي تغيير زندگي مردم مفاهيمي انتزاعي نبودند؛ چيزهاي طبيعي و جزيياتي زنده از روحيه و عملکرد ميليون‌ها جوان معتقد و سالم و راستگويي بودند که مي‌خواستند از انقلاب فرصتي فراهم آورند تا طبقه‌ي محروم جامعه شرايط بهتري براي زندگي داشته باشند. بعد از بيست و چند سال نگاه که مي‌کنم به وضوح آن اعتراض را همراه با افسردگي دروني تو را درک مي‌کنم. تو هم‌چنان بي‌دروغ «ما»ي سال ۵۷ را زنده مي‌کني. من تو را دوست دارم چون نمي‌توانم به خودم راست نگويم که مي‌دانم آن‌چه مي‌گويي راست مي‌گويي. اين واقعيت است که در جهان کنوني قله‌هاي ثروت با دست‌اندازي به پله‌هاي قدرت جايي براي رشد مردم باقي نمي‌گذارند.

در اين ميان، آقاي احمدي‌نژاد اما چيزي وجود دارد که تو را در دنياي ۲۰۰۵ ما وصله‌ي ناجور مي‌کند. پس اکنون با کمال تأسف تو تنها به درد آن مي‌خوري که از دنيايي چنين آرمان‌باخته و بازيگر، افسرده شوي. دنيايي که در ۲۷ سال ساخته شده است و ما هم جزيي از اين دنيا هستيم. دنيا شرايط دشواري براي براي بازي راستگويان آفريده است اما هم‌جنسان قادرند دست يکديگر را بخوانند و...

دوست عزيز، به‌سادگي بگويم ما نمي‌توانيم خود را در سال ۵۷متوقف کنيم. ديگر آن آن باورها از زندگي واقعي رخت بربسته است و در معادلات سخت کنوني، ما تنها تصميم‌گيرندگان بازي کنوني نيستيم. تو درست‌تر از آن و اصولگراتر از آن هستي که بتواني در بازي پيچيده‌ي سياستگزاران آلوده به قدرت بازي کني، پس به قول مدرس " اکنون کسي لازم است که قاعده‌هاي بازي اين جهان را آموخته باشد."

براي همين من رأي‌ام را به کسي مي‌دهم که او را کم‌تر از تو دوست دارم اما کسي توانمندتر از تو در درک وقعيت‌هاي امروز زندگي است. همه‌ي اميدم آن است که او لااقل اين‌بار با عطف به آراي تو بداند هنوز مردم محروم ما چشم به راه‌اند. پس گوشه‌چشمي به طبقه‌ي محروم داشته باشد و به سلامت اداره‌ي جامعه بها دهد. دوست عزيز من، تا کنون دو بار رأي داده‌ام و هر دو بار پشيمان. اين بار با آمادگي بيش‌تر بار ديگر پاي صندوق رأي خواهم رفت و اما رأي‌ام را به ديگري خواهم داد که او را به اندازه‌ي تو دوست نمي‌دارم. روزگار غريبي است برادر...

+ نوشته شده در  شنبه 12 اردیبهشت1388ساعت   توسط پرهام ساکت  | 

توجه كرده ايد هر كجا كه اين اجمدي نژاد مي ره يك سري نظامي دور و اطرافشن؟؟؟

ولي ميرحسن چه قشنگ اومد به همراه خانوادش در همايش سوم پويش....

اين نشون ميده اونا يك سري نظامي ديكتاتورند ومير حسين مرد اصلاح و دموكراسي.

حتما شنيده ايد كه ................

+ نوشته شده در  شنبه 12 اردیبهشت1388ساعت   توسط پرهام ساکت  | 

سومین همایش «موج سوم» (گردهمایی حامیان خاتمی و موسوی) به میزبانی «پویش (کمپین) حمایت از خاتمی و موسوی» در روز چهارشنبه 9 اردیبهشت‌ماه 1388 از ساعت 17 الی 20 در تالار همایش‌های برج میلاد (جنب برج میلاد تهران) برگزار می‌شود.


ورودی 1: بزرگراه شهید چمران جنوب؛ ورودی شهید حکیم (غرب)؛ ورودی برج میلاد؛ سالن همایش‌های برج میلاد
ورودی 2: بزرگراه شیخ فضل‌الله نوری؛ تقاطع همت؛ کنارگذر اختصاصی برج میلاد؛ سالن همایش‌های برج میلاد

به گزارش «موج سوم»، در اين همايش که اولین گردهمایی عمومی حامیان خاتمی و موسوی پس از نامزدی میرحسین موسوی و انصراف سیدمحمد خاتمی خواهد بود، علاوه بر سیدمحمد خاتمی و میرحسین موسوی که برای اولین بار پس از اعلام نامزدی موسوی در کنار یکدیگر در یک همایش شرکت می‌کنند، تعدادي از برجسته‌ترين نخبگان حامي موسوی در انتخابات ریاست جمهوری به نمایندگی از گروه‌های مرجع مختلف به ایراد سخن می‌پردازند و حمایت خود را از نامزدی میرحسین موسوی اعلام می‌کنند. اين نخبگان شامل تعدادي از چهره‌هاي تراز اول ديني، فرهنگي، هنري، اجتماعي، روشنفکری، ورزشی و سیاسی مي‌شوند.

در اين همايش علاوه بر سخنراني گروهي از حاميان موسوی و خاتمي، تعدادي نماهنگ و گزارش ويديويي نيز به نمايش در خواهد آمد. در ميان حضار در همايش نیز تعدادی از خانواده‌های معظم شهدا و جانبازان، اساتید دانشگاه، فضلای حوزه علمیه، نمایندگان ادوار مختلف مجلس، مدیران دولت اصلاحات، اعضای فراکسیون اقلیت مجلس هشتم، اعضای شورای مرکزی احزاب اصلاح‌طلب، نخبگان فرهنگی و هنری و جمع کثیری از پویشگران «موج سوم» و جوانان حامي موسوی و خاتمي حضور خواهند داشت.

حضور در این همایش برای همه پویشگران و حامیان سیدمحمد خاتمی و میرحسین موسوی آزاد است، گرچه به علت محدودیت جا تنها شرکت‌کنندگانی که پیش از آغاز برنامه در محل همایش حاضر می‌شوند، ‌امکان ورود به سالن همایش را خواهند داشت.

گفتنی‌ است سومین همایش «موج سوم» به عنوان یکی از فعالیت‌های 30گانه‌ی «پویش» در مرحله جدید فعالیت‌های خود برگزار می‌شود. اولين و دومین همايش بزرگ «موج سوم» نیز برای دعوت و حمایت از خاتمی در آبان‌ماه و اسفندماه 1387 برگزار شد و با استقبال گسترده حامیان خاتمی مواجه شد. هزاران نفر از نخبگان و دانشوران و فعالان سياسي و فرهنگي و جوانان حامي خاتمي در اين گردهمايي‌ها شرکت كردند و 35 تن از چهره‌هاي فرهنگي، هنري، ديني، اجتماعي و سياسي به نمايندگي از اقشار و گروه‌هاي متنوع به طرح دلايل خود برای حمایت از نامزدی خاتمي پرداختند. دی‌وی‌دی تدوین شده سخنرانی‌ها و کلیپ‌های این دو همایش نیز در مقیاس وسیع توزیع شد و گزارش‌های ویدیویی سخنرانی‌های این گردهمایی در سایت «موج سوم» و «یوتیوب» و از طریق بلوتوث صدها هزار بار دیده شده‌است.

هسته مرکزی «پویش حمایت از خاتمی و موسوی» از عموم پویشگران «موج سوم»، فعالان و نخبگان فرهنگی، سیاسی و اجتماعی و جوانان حامی خاتمی و موسوی دعوت می‌کند در سومین همایش «موج سوم» شرکت کنند و خبر برگزاری این همایش را از طریق ایمیل و پیامک به دوستان و آشنایانی که مایل به شرکت در این گردهمایی هستند برسانند. حضار در این همایش ضمن اعلام حمایت از میرحسین موسوی، در جریان برنامه‌های آتی این «پویش» مستقل و خودجوش قرار می‌گیرند و می‌توانند «موج سوم» را در رشته‌ فعالیت‌های جدید خود و نیل به هدفش - افزایش احتمال پیروزی میرحسین موسوی در انتخابات - یاری رسانند.

اعضای شبکه فیس‌بوک نیز می‌توانند از طریق این لینک حضور خود در سومین همایش «موج سوم» را اعلام کنند و دوستان خود را برای حضور در این گردهمایی دعوت نمایند.

+ نوشته شده در  سه شنبه 8 اردیبهشت1388ساعت   توسط پرهام ساکت  | 

دردهای من

جامه نیستند

تا ز تن در آورم

چامه و چکامه نیستند

تا به رشته ی سخن درآورم

نعره نیستند

تا ز نای جان بر آورم

 

دردهای من نگفتنی

دردهای من نهفتنی است

 

دردهای من

گرچه مثل دردهای مردم زمانه نیست

درد مردم زمانه است

مردمی که چین پوستینشان

مردمی که رنگ روی آستینشان

مردمی که نامهایشان

جلد کهنه ی شناسنامه هایشان

درد می کند

 

من ولی تمام استخوان بودنم

لحظه های ساده ی سرودنم

درد می کند

 

انحنای روح من

شانه های خسته ی غرور من

تکیه گاه بی پناهی دلم شکسته است

کتف گریه های بی بهانه ام

بازوان حس شاعرانه ام

زخم خورده است

 

دردهای پوستی کجا؟

درد دوستی کجا؟

 

این سماجت عجیب

پافشاری شگفت دردهاست

دردهای آشنا

دردهای بومی غریب

دردهای خانگی

دردهای کهنه ی لجوج

 

اولین قلم

حرف حرف درد را

در دلم نوشته است

دست سرنوشت

خون درد را

با گلم سرشته است

پس چگونه سرنوشت ناگزیر خویش را رها کنم؟

درد

رنگ و بوی غنچه ی دل است

پس چگونه من

رنگ و بوی غنچه را ز برگهای تو به توی آن جدا کنم؟

 

دفتر مرا

دست درد می زند ورق

شعر تازه ی مرا

درد گفته است

درد هم شنفته است

پس در این میانه من

از چه حرف می زنم؟

 

درد، حرف نیست

درد، نام دیگر من است

من چگونه خویش را صدا کنم

قیصر امین پور

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 3 اردیبهشت1388ساعت   توسط پرهام ساکت  | 

آخ،

فکر کن ببینی یک چیز قرمز بیاد به سمتت و بعد همهد سران و دیپلمات ها پاشن برن.

ولی فکر نکنم بازم آدم بشی.

گاو.....

+ نوشته شده در  سه شنبه 1 اردیبهشت1388ساعت   توسط پرهام ساکت  |